خرید بک لینک

مقدمات عقدنکاح:

1-امرازدواج مستحب موکداست،توضیح اینکه ازدواج کردن برای کسی مستحب موکداست که بداند به واسطه ترک ازدواج به گناه نمی افتدواگراحتمال به گناه افتادن برایش موجودباشدبراو واجب می شود.بعدازاسلام آوردن فردمهم ترین کاراوازدواج نمودن است.

2- مردی که درصددازدواج است بایدزنی پاکدامن انتخاب کند،بچه زاباشد،دنبال زیبایی ودارایی همسرنباشد.

3 - مرد می تواند به صورت زنی که می خواهدبااوازدواج کندنگاه کند،حتی اگربدون اجازه اوباشد،ضمن این که این عمل مستحب است،البته فقط به صورت ودستهای اوبنگردوهمچنین اگرایستاده است یادرحال راه رفتن است اندام اورابنگرد،روایت است که می تواندبه موومحاسن اونیزنگاه کند.

صیغه عقدنکاح:

الفاظ بکارگرفته شده برای ایجاب(زَوَّجتُکَ،انکَحتٌکَ،مَتََّعتٌکَ)

الفاظ بکارگرفته شده برای قبول(قَبِلتُ التََّزویج،قَبِلتُ النِّکاح)

الفاظ بکارگرفته شده برای ایجاب وقبول بایدبه صورت صیغه ماضی به کاررود.

1-تقدم ایجاب برقبول شرط نیست.

2- شرط نیست که لفظ ایجاب باقبول یکی باشد.

3- درصورتی که طرفین عقدقدرت اجرای عقدباالفاظ عربی راداشته باشندجاری کردن به زبان دیگرجایزنیست.

4- شخص لال بااشاره می تواندایجاب وقبول کند.

5- طرفین عقدباید دارای کمال باشند.(قاصد،مختارباشند)

6- خانم هم می تواندازطرف خودش یابه وکالت ازطرف دیگری صیغه عقدراجاری کند،البته زن می تواندفقط ازطرف زن وکالت داشته باشد،فقهای امامیه همه بااین نظر موافقند.

7- وجودشاهدان جزوارکان عقدونکاح نیست،همچنین حضورولی دختررشیدضروری نیست.

8- زن ومردی که به ازدواج هم درمی آیندبایدمعلوم ومشخص باشند،اگرکسی چندتادخترداشته باشدوبطورمبهم یکی راشوهردهدصیغه باطل است.

9- پدر،جدپدری،وصی وحاکم حق ولایت درامرنکاح دختررادارند.

عضل:عبارت است ازاین که ولی دخترباوجودمیل ورغبت دختربرازدواج باهم کفوخودش بدون دلیل موجه به دختراجازه این ازدواج راندهد،که دراین صورت اگرولی بدون دلیل اجازه نکندازولایت عضل می شودودخترمی تواندبه دادگاه مراجعه نماید.

شرط خیاردرعقدنکاح:

درعقدنکاح شرط خیارجایزنیست،زیرانکاح جزوعبادات است نه معاوضات،لذاباشرط خیارفسخ درنکاح عقدهم باطل می شود،به دلیل این که به عقدی رضایت داده می شودکه شرط آن ازابتدافاسدبوده است.

عده ای ازفقهامعتقدندفقط شرط مزبورباطل بوده نه عقد،زیرامادراین جادواتفاق داریم(شرط وعقد)امااکثرفقهامی گویندعقدباطل است به دلیل این که هردوتوامان باهم ایجادمی شود.

شرط خیاردرموردمهریه اشکالی ندارد،زیراذکرکردن خودمهریه درنکاح شرط صحت عقدنیست ومی توان عقدنکاح رابدون آن منعقدکردونبودن آن راشرط کرد.

وکالت درعقد:

1-هریک اززوجین می توانندبرای عقدبه دیگری وکالت بدهند.

اگرمردوکیل بگیرد،ولی زن به وکیل مردبگوید:زَوُّجتُ مِن موکِلک فلانٍ ووکیل بایدبگوید(قَبِلتُ لِلفِلانٍ)

2-اگرزن مردی راوکیل خوداختیارکندوکیل می تواندموکل رابه عقدخوددرآورد؟خیر

مگراینکه بطورعمومی یاخصوصی اجازه داشته باشد.

رعایت مصلحت درازدواج:

1-ولی دختریاوکیل اونمی تواننددختررابه کمترازمهرالمثل شوهردهندویااورابه عقدمجنون ودیوانه درآورند.

2- ولی کودک حق نداردکودک خودرابه ازدواج کسی که عیبی دراوهست درآورد.اگرچنین کاری کردکودک می تواندبعدازرفع حجرعقدراباطل کندیاابقانماید.

*درمورداین که ولی،دختررابه کمترازمهرالمثل شوهردهدتوضیح این نکته ضروری است که اگرعقدبرخلاف مصلحت به کمترازمهرالمثل واقع شود،قول صحیح تر،اختیارزن درقبول یارد مهراست،امانسبت به عقد دونظر وجود دارد:

1-زن نسبت به عقدخود دارای اختیاراست وحق فسخ اصل نکاح رادارد.

2- مهردخالتی درصحت وفسادعقد ندارد،فقط زن نسبت به قبول یاردمهراختیاردارد،امااگرعقد به کمترازمهرالمثل براساس رعایت مصلحت باشد،یعنی اینکه شوهرباهمین مهریه شایسته ترازدیگران بامهریه بیشترباشددراین صورت قول صحیح ترآن است که برای زن حق فسخ ایجاد نمی شود.

نکاح فضولی:

اگرعقدنکاح فضولی واقع شد،صحت این عقدوابسته به اجازه فردعقدشده یاولی اوست وقول مشهورآن است که نکاح ازاصل باطل نمی شود.

نکاح توسط پدریاجدپدری:

اگرپدردختر،فرزندش رابه یکی شوهردهدوپدربزرگ اورابه کسی دیگرشوهرداده،چنانچه اقدام یکی ازاین دونفرزودتربودازدیگری نکاح اولی درست است امااگراین عمل هم زمان صورت گرفته باشداولویت باعقدپدربزرگ است.

نکاح توسط برادران دختر:

1-اگردو برادر،خواهرخودرابه دومردشوهردهند،چنانچه هردوازطرف خواهرخودوکالت داشته باشندعقداول صحیح است.

2-اگرعقدهردوهم زمان بودوهردووکیل هم بودندهردوعقدباطل می شود.

3-اگریکی ازآنهاوکالت داشته باشدعقدهمان برادرصحیح است.

4-اگرهردوعقدفضولی باشدوهمزمان هم واقع شود،دخترمختاراست هرکدام رامی خواهدبپذیرد.

ولایت مادر:

مادربرفرزندهیچ گونه ولایتی ندارد،بنابراین اگردختریاپسرخودراهمسردهدمانندعقدفضولی است،پس ازآن که آنهابه سن رشدرسیدندرضایت آنهاملاک خواهدبود.

اقسام محرمات،حرمت از جهات زیردرازدواج حاصل می شود:

1-حرمت ناشی از نسب.

2-حرمت ناشی ازرضاع.

3-حرمت ناشی ازسبب یامصاهره.

4-حرمت ناشی ازازدواج بازنی که درایام عده است.

5-حرمت ناشی از زنابازن شوهردار.

6-حرمت ناشی ازلواط.

7-حرمت ناشی ازاحرام.

8-حرمت ناشی استیفای عدد(ممنوعیت بیش ازچهارزن)

9-حرمت ناشی ازسه طلاقه ونه طلاقه.

10-حرمت ناشی ازلعان(نسبت دادن زنا به زن ازطرف شوهر)

11- حرمت ناشی ازکفروارتداد.

12- حرمت ناشی مسلمان شدن زوجه.

13- حرمت ناشی ازوطی به شبهه وزنا.

حرمت ناشی از نسب:

الف : زنانی که بواسطه نسب حرام می گردند:

1-مادروهرقدرکه بالاتررود.

2-دختروهرقدرکه پائین تررود.

3-دخترپسروهرقدرکه پائین تررود.

4-خواهر.

5-دخترخواهروهرقدرکه پائین تررود.

6-دختربرادروهرقدرکه پائین تررود.

7-عمه وخاله وهرقدرکه بالاتررود.

حرمت ناشی ازرضاع:

هرچه به خاطرنسب برای انسان حرام می شودباشیرخوارگی نیزحرام می گردد.

شرایط تحقق رضاع:

1- شیرازنکاح دائم یاموقت حاصل شده باشد.

2- ازآن شیرگوشت وپوست برویدویااستخوان سفت گردد.

3- شیراززنی که به سبب نکاح مزبوربارداراست یاوضع حمل کرده حاصل شده باشد.درغیراین صورت شیرزن حتی اگرمتاهل باشدمنشاءاثرنمی شود.

4-کودک(شیرخوار)یک شبانه روزکامل یا15مرتبه متوالی شیربخورد،اماقول صحیح ترکه اکثرفقهاآنراقبول

دارنداین است که باده بارشیرخوردن این رابطه حاصل می شود.

5- تافاصله دوسالگی شیرخورده باشد.

6- درهمه حالات فوق نبایدبین شیرخوردنهافاصله بیفتد.

7- شیرزن ازیک شوهرباشد،بنابراین اگرزنی کودکانی راازشیردویاچندشوهرشیربدهدبطوریکه هیچ کدام به صورت مشترک ازیک پدرومادرشیرنخورده باشندنسبت به هم محرم نمی شوند.

احکام رضاع:

اگرتمام شرایط شیردهی فراهم وکامل باشد،شیردهنده(مُرضَعه)،مادر،شوهرزن صاحب شیر،پدروبرادران وخواهران ایشان،عمه،عمو،دائی،خاله وفرزندان آنها،خواهروبرادرواجدادآنها،اجدادشیرخواربشمارمی آیند.

بنابراین پدرشیرخوارنمی تواندبافرزندان نسبی ویارضاعی مردی که صاحب شیراست ازدواج بکند،زیراآنهاخواهران فرزندش به شمار می روندکه برپدرحرام هستندونیزنمی توانند بافرزندان نسبی شیردهنده پیمان ازدواج ببندند،اماخواهران وبرادران نسبی شیر خوارمی توانندباخواهران وبرادران رضاعی اوازدواج بکنند،البته قول دیگری هم این ازدواج راممنوع کرده است.

بنابراین رضاع پس ازعقد،مانندرضاع سابق موجب حرمت است،لذااگرمادرشخص یاخواهروزن پدروعروس وزن برادرزوجه وی راشیردهندنکاح آنهاباطل می شود.

حرمت ناشی ازمصاهره یاسبب:

*مصاهره رابطه ایست که بواسطه ازدواج بین دونفروبین آنهاوخویشاوندان آنهاایجادمی شود.

این عده بامصاهره حرام می شوند:

1-زن پدرواجداداو هرقدرکه بالاترروند.

2-زن پسروفرزندان اوهرقدرکه پائین ترآیند.

3-مادروجده های زنی که بااوآمیزش شده است،چه حلال باشدوچه حرام ونیزمادروجده های زن عقدی یک نفرحتی اگرآمیزش نکرده باشد.

4-دخترزنی که بااوآمیزش شده است ونوادگان او،هرقدرکه پائین تررود.امادخترزنی که بااوعقد منعقدشده ولی نزدیکی صورت نگرفته اشکالی نداردوحرام نمی شود.

5-خواهرزن،که جمعی براوحرام است امابعدازجدایی حرمت ازبین می رود.

6-جمع میان عمه وخاله زن وهرقدرکه بالاترروندودختربرادروخواهرودخترخواهرآنهاهرقدرکه پائین ترآیند

تنهابارضایت عمه وخاله ممکن است.

7-اگرمردی مادرودختری راطی یک عقدبه ازدواج درآوردنکاح هردوباطل است،همچنین اگردوخواهرراهم زمان بگیردهردونکاح باطل است.

حرمت ناشی ازازدواج بازنی که درایام عده است:

این حرمت مانندحرمت زن شوهرداراست،کسی که بازنی که درایام عده است ازدواج نماید،اعم ازعده رجعی وبائن یاعده وفات:

*باعلم به اینکه زن درایام عده است وباعلم به اینکه این ازدواج حرام است، عقدآنهاباطل است وزن برای همیشه برمرد حرام است امااگرجاهل بودنسبت به هریک یاهردومورد درصورتی زن براوحرام است که باوی نزدیکی کرده باشد.

حرمت ناشی از زنا،با زن شوهردار:

زانیه برزانی حرام نمی شودمگراینکه زن دارای شوهرباشدویادرعده رجعیه باشد.

حرمت ناشی ازلواط:

لواط یاهمجنس بازی مردان،هرکس باپسری یامردی عمل لواط انجام دهد،مادر،خواهر،ودخترمفعول برفاعل حرام می شود،امااگرعقدقبل ازلواط صورت گرفته باشدحرام نمی شود.

حرمت ناشی ازاحرام:

اگردرحال احرام فردمحرم زنی رابه عقدخود درآوردوبه این حرمت علم داشته باشد،آن زن برای همیشه براوحرام می شود،حتی اگرآمیزشی صورت نگرفته باشد،امااگرجاهل بودنسبت به حرمت این عمل،زن براوحرام نمی شودولی عقدش باطل است،حتی اگربااوآمیزش کرده باشدوپس ازخروج می توانداوراعقدنماید.

حرمت ناشی ازوطی به شبهه وزنا:

حکم وطی به شبهه وزنای سابق برعقد.تمامی محرمات ناشی ازسبب مشمول وطی به شبهه قبل ازعقد می شود.بنابراین چنین زنی برپدروپسرآن مردحرام می شودومردنمی تواندمادرودخترآن زن رابگیرد.

حرمت ناشی ازاستیفای عدد:

مردنمی تواتدبابیش ازچهارزن ازدواج دائم داشته باشد،مردی که دارای 4زن دائمی است،اگریکی ازهمسران

خودرابه صورت رجعی طلاق دهدتازمانی که همسرش ازعده خارج نشده نمی تواندبازن دیگری ازدواج

دائمی داشته باشد.توضیح این که زنی که درعده رجعیه بسرمی بردبه منزله زوجه مرداست.

حرمت ناشی ازسه طلاقه ونه طلاقه شدن:

مردی که همسرش رادو بارطلاق داده باشد،اگربرای بارسوم زن راطلاق دادبرشوهرش حرام می گرددمگراین که محلل درمیان باشد.

نه طلاقه شدن بدین صورت است که مردهمسرش راطلاق می دهدودرزمان عده مراجعه کرده وباوی نزدیکی می کندومجددااوراطلاق می دهدودرزمان عده مراجعه می کندوبااونزدیکی می کندودوباره اوراطلاق می دهد،دراین طلاق سوم زن بایدصبرکندتاایام عده اش تمام شود،سپس بامرددیگری ازدواج نمایدوبااونزدیکی کندوسپس ازاوطلاق بگیردومجدداشوهراول می تواندبااین زن ازدواج نماید،حال اگراین ماجرابرای دفعات4،5،6تکرارشود،بایدپس ازطلاق 6محلل بگیرد،اگربعدازآن برای مرتبه های7،8،9این ماجراتکرارشودآن زن برآن مردحرام ابدی می شود.

حرمت ناشی ازلعان: زنی که لعان شده برشوهرش حرام ابدی می شود،لعان یعنی این که مردبه همسرش نسبت زنابدهدوبگویدبچه ازمن نیست.

حرمت ناشی ازکفروارتداد:

مرتدفطری:کسی است که پدرش مسلمان بوده واومسلمان بدنیاآمده ولی بعداازاسلام برمی گردد.توبه این

فردپذیرفته نمی شود.

مرتدملی:کسی است که پدرش کافربوده واوهم کافربدنیامی آید،سپس مسلمان می شودومجدداازاسلام برمی گردد.

مردمسلمان نمی تواندبازن کافرغیرکتابی ازدواج کندبه نظراجماع فقها،امابازن کافرکتابی می تواندازدواج موقت داشته باشد،درموردجوازازدواج یاعدم ازدواج مردمسلمان بازن کافرکتابی سه دیدگاه وجود دارد:

1-دیدگاه اول که بسیاری ازفقهابه آن اعتقاد دارنداین است که: عقددائم رابازن کافرکتابی جایز نمی داننداماموقت راجایزمی دانند.

2-گروه دوم هردوعقدراجایزمی دانند.

3- گروه سوم هیچ کدام راجایزنمی دانند.

*اگرزن یامردقبل ازنزدیکی مرتدشوندنکاح باطل است.

اگرمردمرتدشودبایدنصف مهریه رابه زن بپردازدواگرارتدادازسوی زن باشدمهریه ای به اوتعلق نمی گیرد.

حال اگرارتدادمردبعدازنزدیکی باشدبطلان نکاح مشروط است برپایان یافتن دوران عده ودراین جابایدتمام

مهریه پرداخت شود.

اگرارتدادفطری باشد،بلافاصله زن ازمردجدامی شود،حتی ازقبل پایان دوران عده،زیراصبرکردن تازمان انقضای عده درصورتی است امکان بازگشت درزمان عده وجودداشته باشد،لذااگرمردمرتدفطری باشدنیاز به صبرکردن نیست زیراتوبه مرتدفطری پذیرفته نیست واوبایدکشته شود.

حرمت ناشی ازمسلمان شدن زوجه:

اگرمردکافرمسلمان بشود،عقدنکاح به حال خودباقی می ماند،امااگرزن کافرمسلمان شود،چنانچه دوران عده سپری شودومردهم درآن فاصله مسلمان نشده باشداین نکاح فسخ خواهدشد،اگرزن قبل ازدخول مسلمان شودعقدفوراباطل می شود،توضیح این که اگرمردمسلمان شودنکاح به حالت خودباقی است،چه اسلام آوردن قبل ازدخول باشدچه بعد،چه نکاح دایم باشدچه موقت،چه مردکافرکتابی باشدیاغیرکتابی.

اگرزن به تنهایی اسلام بیاوردومردتاپایان مدت عده اسلام نیاورد،نکاح فسخ می شودامااستثنائاشیخ طوسی معتقداست،اگرشوهرکافرذمی باشدنکاح فسخ نمی شود.

اگرزن قبل ازدخول مسلمان شودمهریه ای به اوتعلق نمی گیرد،امااگربعدازدخول مسلمان شودتمام مهریه باوتعلق می گیرد.

نکاح شغار:عبارتست ازاین که هریک ازدوولی دختران خودرامهریه یکدیگرقراردهندوبه عقدخوددرآورنداین نوع عقدنکاح دراسلام حرام است.

مهریه:هرچیزی که قابلیت تملک داشته باشد چه عین باشد چه منفعت رامی توان مهریه قرارداد،اگرزن وشوهرهردوکافرباشندوچیزی رابه عنوان مهریه قراردهندبرای خودشان معتبروصحیح است امااگرمسلمان شوند تبدیل به قیمت می شود.

مرحوم شیخ طوسی باستنادیک روایت مهرقراردادن منفعت مانندآموزش حرفه یاقرآن ویاغیره راجایز ندانسته امامشهورفقهاآن راجایزمی دانند.

منظورازمال اشیاءیاامورمعنوی است که دارای عناصرزیرباشد:

1-ازنظرحقوقی قابل نقل وانتقال باشد.

2-نفع داشته باشد.

3-نفع مذکورعقلایی باشد.

4-امکان اختصاص به یک شخص راداشته باشد.مثلاهواودریای آزادمالیت ندارد.

مهریه حداقل وحداکثرنداردولی مکروه است که ازمهرالسنه تجاوزکند،حدود500درهم یا62مثقال نقره.

مهرالسنه مهریه ای است که حضرت محمد(ص)برای حضرت فاطمه زهرا(س)قرارداد.

همین که زوجه مهریه رامشاهده کندکافی است،نیازبه اندازه گیری وشمارش نیست،یعنی همین قدرکه عالم به آن باشدکفایت می کند.

مهرالمثل،مهرالسنه،مهرالمسمی،مهرالمتعه.

مهرالمثل:مهریه ای است درنکاح مفوضه البضع پس ازوقوع نزدیکی وقبل ازتوافق طرفین به تعیین مهرمعین برحسب شرافت واوضاع واحوال خانوادگی زوجه وسایرقرائن به اوتعلق می گیرد.

نکاح مفوضه البضع:نکاحی است که درآن مهریه تعیین نشده باشدویاشرط عدم مهریه شده باشد.

مهرالمسمی:مهریه ای است که درنکاح دائمی معین شده یاتعیین آن رابه عهده شخص ثالثی گذاشته اند.

مهرالمتعه:مهریه ای است که شوهربه زن مطلقه خوددرصورتی که بااونزدیکی نکرده می دهد.

عقدنکاح دائم رامی توان بدون ذکرمهریه منعقدنمود،پس اگرقبل ازنزدیکی طلاق صورت گیرد،مهرالمتعه وبعدازنزدیکی مهرالمثل به زن تعلق می گیرد.

میزان مهرالمتعه برای شوهرثروتمندوغنی اسب،یالباس گران قیمت یاده دینارتعیین شده است وبرای شوهرمتوسط،5دیناروشوهرفقیریک دینارویایک انگشتروغیره تعیین شده است.

عدم تعیین مهریه اعم است ازاین که طرفین درموردمهریه سکوت کرده باشندویاوجودآن رامنتفی کرده باشند.

برچسب: نویسنده: کیانوش رجبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 8:58

صفحه بندی